دانلود پایان نامه

پژوهش، انجام گرفته است.
3-3 جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش شامل یک گروه یا قشر خاصی نمیباشد زیرا این پژوهش در صدد مقایسه تطبیقی تحولات در دو کشور تونس و مصر میباشد. بنابراین، کلیه نیروهایی که به طریقی در این خیزش ها و تحولات تاثیر دارند و یا تاثیر میپذیرند جزو جامعه آماری پژوهش میباشند اما با توجه به این که چهارچوب نظری این تحقیق بر نظریه های بیات استوار میباشد، طبقه متوسط جامعه و خصوصا جوانان تحصیل کرده و دست فروشان شهری جزء گروه های اصلی در جامعه آماری پژوهش می باشند.
3-4 نحوه جمع آوری داده ها
در یک تحقیق، جمع آوری اطلاعات یکی از مهم ترین برهه هاست و در این تحقیق نیز با استفاده از روش کتابخانه ای برای گردآوری اطلاعات و بیان چارچوب نظری استفاده شده است.

3-5 روش تجزیه و تحلیل داده ها
روش تجزیه و تحلیل در این تحقیق به صورت تطبیقی(مقایسه ای) است که با استفاده از اسناد و مدارک معتبر موجود انجام میشود. یعنی با استفاده از اطلاعات به دست آمده از این اسناد و مدارک، به بررسی واقعیت های موجود در این کشور ها پرداخته میشود. بدین صورت که ضمن بررسی زمینه ها و علل پیدایش خیزش ها در دو کشور تونس و مصر، نوع جنبش ها در هر یک از این کشور ها، نقش گروه ها و احزاب در روند تحولات، نقش متقابل نخبگان حاکم و مردم و سرآمد تحولات در این کشور هاو مسائلی از این قبیل مورد مقایسه قرارگرفته و تفاوت ها و شباهت های تحولات و خیزش ها با هم مقایسه میشوند. همانطور که قبلا نیز اشاره شد در روش تحلیل تطبیقی، هدف مقایسه دو جامعه با یکدیگر در واحد های کلان اجتماعی می باشد.
3-6قلمرو زمانی و مکانی پژوهش
تحقیق حاضر از نظر بعد مکانی، تحقیق فراملی بوده که کشورهای عربی خاورمیانه را با تاکید بر دو کشور تونس و مصر و مقایسه تحولات در این دو کشور مدنظر قرار می دهد و با توجه به موضوع پژوهش که تحولات سیاسی- اجتماعی و جنبش ها را دراین دو کشور مورد بررسی قرار میدهد، جامعه آماری تحقیق شامل تمامی آحاد مردم از نخبگان حاکم گرفته تا طبقه متوسط و تهی دستان شهری و خصوصاً نقش وتاثیر جوانان را شامل می شود و از نظر بعد زمانی نیز مطالعه ای مقطعی بوده که حوادث سال های 91-90 را مد نظر قرار میدهد.
3-7مراحل اجرای تحقیق
مرحله اول؛
در مرحله نخست موضوع تعیین شده و محدوده آن از بعد مکانی و زمانی مشخص گردیده و عنوان گذاری تحقیق نیز مشخص شده است.

مرحله دوم؛
در این مرحله طرح مقدماتی تحقیق نسبت به موضوع آن انجام گرفته و بیان مسئله، فرضیات و اهداف تحقیق نیز جهت ارائه چهارچوبی مشخص برای نیل به اهداف پژوهش صورت گرفته است.
مرحله سوم؛
در این مرحله دایره منابع و مواد تحقیق مشخص گردیده و به گرد آوری آن منابع اقدام گردیده است.
مرحله چهارم؛
در مرحله بعد که از اهمیت بیشتری نیز برخوردار است به فیش نویسی(استخراج و ثبت اطلاعات)پرداخته شده و نهایتا به چینش فیش ها به گونه ای که ابتدا به علل بروز تحولات،سپس متن حادثه ودر نهایتنتایج و پیامدهای آن، پرداخته شده است(تفکیک و تحلیل یادداشتها صورت گرفته است).
مرحله پنجم؛
درمرحله آخربه نگارش اولیه(با تکیه بر مختصات نگارش و ارجاع دهی)و سپس نگارش نهایی پژوهش(مبتنی بر نکات دستوری و ویرایشی)پرداخته شده است.

فصل چهارم : يافته هاي پژوهشي

4-1 مقدمه
4-2 خاورمیانه
4-3 پیامدهای بحران اقتصادی
4-4 اختلالات جمعیتی
4-5 حکومت و نقش رهبری
4-6 واکنش ارتش در تحولات
4-7 نقش شبکه های اجتماعی
4-8 نقش آمریکا در تحولات
4-9 قیام مردم تونس
4-10 قیام مردم مصر
4-11 یافته های استنباطی

4-1 مقدمه
هدف هر تحقیقی دادن پاسخ منطقی به سوالات مطرح شده می باشد،این امر در گرو تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات بدست آمده، می باشد.پس یکی از مراحل حساس در امر پژوهش این مرحله است.
تجزیه و تحلیل داده ها به این صورت انجام می گیرد که ابتدا متغیرهای موجود بر جنبش ها را مورد بررسی قرار می دهیم.سپس به ریشه ها و تحولات دو کشور تونس و مصر پرداخته و نهایتاً براساس فرضیه های تحقیق رابطه بین متغیرها و تحولات این دو کشور با هم مورد مقایسه و بحث و بررسی قرار می گیرد.
4-2 خاورمیانه
خاورمیانه را مهمترین منطقه جهان در قرن 21 لقب داده اند.در فرهنگ خاورمیانه،عقیده ضرورت-ضرورت حفظ یک زندگی آبرومندانه- پایه درک مردم از عدالت را تشکیل می دهد.
برای حفظ یک زندگی آبرومندانه،یک خانواده ناچار است تواناییهای مادی و فرهنگی معینی داشته باشد.در این مفهوم عدالت،که به وسیله «ضرورت» تعیین میشود،کسی که دارای نیاز اساسی است باید آنرا برآورده سازد،اگرچه به شکل غیر قانونی،البته تا جایی که این کار باعث آسیب رساندن به افرادی شبیه خودش نشود.وقتی دولت بخواهد با این نوع عقاید در مورد عدالت مبارزه کند،عدالت مورد نظر تهی دستان را زیر پا می گذارد،تهی دستان که از نظر اخلاقی مورد تجاوز قرار گرفته اند،به شورش روی می آورند.(بیات،1379: 35)
در منطقه خاورمیانه،اکثر حکومتهای معاصر سلطه گر،از معدود کشورهای جهان هستند که گذشته و حال برای آنها بیش از آینده اهمیت دارد.هیچ کشور عربی وجود ندارد که استراتژی خود را برای دهه های آینده یا پنجاه سال آینده اعلام و م
نتشر کرده باشد.تحولات سال 2011جهان عرب،دولت های این منطقه را سخت تحت تاثیر قرار داده است،این تحولات از جنس اجتماعی بوده و گفتمان حاکم بر اینجوامع را متحول ساخته است. در پی این تحولات هویت های جدیدی در حال شکل گیری است که تاثیرات آن در همه حوزه ها و سطوح در حال نمودار شدن است.در کشورهای عربی خاورمیانه،بیگانگی حکومتی از جامعه مدنی حتی پس از دوران استقلال و ایجاد اصلاحات اقتصادی و در پی آن،بهبود وضعیت طبقات فرودست جامعه مشهود بوده است.در این میان،به ویژه اندیشمندان و متفکران ملی گرا روز به روز از دستگاه حکومت فاصله گرفته اند.پایین بودن شاخص آزادی فردی در این کشورها نه تنها حاکی از قدرتحکومتهای آنها نیستبلکه درست برعکس، یعنی تلاش تبلیغاتی حکومتهای عربی برای قدرتمند نشان دادن خود،علت اصلی ضعف و شکننده بودن آنها محسوب می شود.همواره رابطه ای قوی میان ضعف و خشونت برقرار است که نشان می دهد هرچقدر دستگاه سرکوب حکومت قدرتمند و پیشرفته باشد،ساختار سیاسی و بنیان قدرت آن نیز ضعیف و شکننده خواهد بودتا جایی که این کشورها تشکیلات عقل گرایانه ای دارند که عملاً سیاستهای خود آنها را رد می کنند.این حکومتها اگرچه اقدامات قابل توجهی را در زمینه بهداشت و درمان،آموزش و پرورش،تامین مسکن،ایجاد شغل و … انجام داده اند،در جلب رضایت عمومی و کسب حمایت انسانی عربی از دستگاه حاکم با شکست روبرو شده اند.
امروزه متفکران و اندیشمندان عربی هیچ اهمیتی برای حکومت خود قائل نیستند.اندیشمندان معاصر در جستجوی جامعه متحد و یکدست عربی بر پایه دموکراسی خواهی هستند،و این امررویایی است که نه تنها وحدت نسبی جهان عرب را محقق نساخته یا آزادی انسان عربی را افزایش نداده،بلکه جایگاه حکومت در اندیشه جوامع عربی را سست کرده است.اگر به این موضوع،نگاه ماهیتاً منفی انسان عربی به حکومت را نیز بیافزاییم،به شکاف عمیق میان جامعه و حکومت در کشورهای عربی پی خواهیم برد.
در بهار عربی خاورمیانه،دو گفتمان اسلام گرایی و دموکراسی خواهی،با گرایشهای مختلفاز گفتمان حاشیه ای به گفتمانی تحول ساز و تاثیر گذار تبدیل شده و بیشترین نقش را در روند سرنگونی حکومتهای این کشورها ایفا کردند.آنها به ضدیت با نظامهای استبدادی فاسد و ناکارآمد حاکم در این جوامع برخاسته و اجزاءگفتمان خود را گسترش دادند تا بتوانند گروهها و افراد بیشتری را به سوی خود جذب کنند.رفتار معترضین در خاورمیانه خصوصاً تونس و مصرنشان می دهد آنها به شدت به ایدئولوژی افراطی بدبین هستند و آنها را در تعارض با حمایت جامعه جهانی از انقلاب خود و توسعه کشور در آینده می دانند.تجربه حکومتهای قبلی به آنها نشان داده که جریانهای ایدئولوژیک برخلاف ادعای خود،به جای توسعهو رفع فقر و فساد،به تعمیق عقب ماندگی و از بین رفتن امکانات و توانمندیهای جامعه منجر می شوند. بیداری جوانان عرب، در آگاهی آن ها به بیکاری خود و بیماری جامعه شان ریشه داردوبا علم به ناتوانی ایدئولوژی در حل این معظلات از آن دوری میکنند.
4-3 پیامد های بحران اقتصادی
با توجه سنخ و نوع ساختار اقتصادی، درآمد ملی در کشورهای خاورمیانه متفاوت است. نهادهای اقتصادی بین المللی کشور های خاورمیانه را در سه گروه پردرآمد، میان درآمد و کم درآمد جای میدهند. گروه اول کشور های ثروتمند نفتی مانند بحرین، عمان، عمارات متحده عربی، قطر، عربستان صعودی و لیبی؛ که تنها نه درصد جمعیت منطقه یعنی70 میلیون نفر را تشکیل میدهند. در این میان عمان و بحرین درآمد نفتی کمتری دارند. نوع اقتصاد بازار و شیوه حکوت داری و مناسبات اجتماعی در این شش کشور شباهت های زیادی به هم دارند گروه دوم شامل کشور های غیر نفتی میشود، این گروه کشور های میان درآمد در خاورمیانه مانند الجزایر، مصر، اردن، لبنان،مراکش، فلسطین، سوریه، تونس و ترکیه،78 درصد جمعیت منطقه را شامل میشود. گروه سوم کشور هایی مانند جیبوتی، سودان و یمن 13 درصد جمعیت منطقه را تشکیل میدهند.(شکوه ،32:1391)
مشکلات اقتصادی بیشتر این کشور ها اغلب نه از کمبود منابع، بلکه از تخصیص نامناسب منابع ریشه میگیرند. حل معضل فساد که یکی از محور های اصلی نارضایتی معترضان بیشتر این کشورها بوده است باید به عنوان عامل کلیدی در بهبود مشروعیت دولت ها در منطقه تلقی شود. بر اساس آمار سازمان بین المللی شفاف سازی نرخ فساد در کشور های خاورمیانه یکی از بالاترین نرخ های فساد در دنیاست. در اثر سطح نامطلوب و غیر حرفه ای آموزش، بهره وری نیروی انسانی در کشور های مذکور پایین و با عرصه واقعی اقتصاد فاصله زیادی دارد. همچنین در سطح ملی، شاهد آنیم که تشدید بحران های اقتصادی مشکلات ساختاری منطقه را عمق بخشیده و بی ثباتی سیاسی واوضاع اقتصادی را در اکثر کشور های منطقه مانند اردن، یمن، مصر، تونس و بحرین با بحران شدیدی روبه رو کرده است.
در مصر خصوصی سازی به همراه گشایش فضای سیاسی از زمان انورسادات آغاز و در زمان مبارک تداوم یافت. سادات با شعار درهای باز، بر ادغام در اقتصاد بین الملل و سپس مبارک بر سرمایه گذاری خارجی تاکید کردند. اقتصاد مصر متکی بر نفت نبوده و منابع درآمدی آن را بیشتر صنعت توریسم، کانال سوئز، صادرات کشاورزی و صنایع دستی و البته کمک های مالی استراتژیک آمریکا تشکیل میدهد و در عین حال، مصر به شدت به واردات کشور های دیگر وابسته است. نا آرامی ها در مصر و دیگر کشور های عربی در حالی روبه گسترش یافت که بحران اقتصادی در دنیا هنوز به طور کا
مل پایان نیافته بود . بدون تردید این نا آرامی ها در کشوری که شاهرگ اقتصادی جهان را در اختیار دارد در افزایش تورم و رشد اقتصادی تاثیر میگذارد. از مهم ترین آثار ناآرامی های منطقه و اقتصاد جهانی، از طریق کانال سوئز صورت گرفت. گذرگاه آبی جبل الطارق، کانال سوئز و تنگه هرمز از لحاظ اقتصادی و نظامی آبراه های بسیار مهمی هستند. کانال سوئز در حدود 10 درصد حمل و نقل در تجارت جهانی را به عهده دارد و مسیر اصلی دریایی میان آسیا و اروپا محسوب میشود. روزانه 3 میلیون بشکه نفت خام تولیدی کشورهای خاورمیانه نیز از طریق این کانال به بازار های جهان انتقال داده میشود. بحران های اقصادی همچنان ادامه پیدا کرده و شدیدتر هم میشد. میانگین بیکاری بر اساس برخی آمارها به رقم 24 درصد رسید، قطار خصوصی سازی همچنان در حال حرکت بود و کارگران از پیامد های آن آسیب میدیدند. این عوامل باعث شد تا شهروند مصری به شدت احساس کند که اوضاع اقتصادی هیچ گونه بهبودی

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید