فایل پایان نامه معاونت در جرم

آنجا ناشی می شود که به زعم طرفداران این ادعا، قوادی معاونت بر ارتکاب اعمال منافی عفت است، اما با تأمل در ماهیت قوادی و دقت در شروط تحقق معاونت در جرم، معلوم می گردد، این ادعا بی دلیل است. زیرا اولاً: مطابق قانون مجازات اسلامی «معاونت هنگامی تحقق می یابد که موجب وقوع جرم گردد. بنابراین وجود فعل اصلی قابل مجازات، شرط نخستین جرم معاونت به شمار می آید. فعل مذکور باید به اجرادرآید. به عبارت دیگر مباشر جرم باید تمام مراحل مقدمات را پشت سر گذاشته و حداقل جرم را شروع کرده باشد» (اردبیلی، 1378: 40).
ثانیاً: چون احکام شرعی بر اساس ملاک و به جهت مصلحت و مفسده واقعی وضع شده‎اند و پذیرش اینکه قوادی معاونت در جرم باشد، لذا حرمت آن مقدمی و عقلی خواهد بود. در حالی که تمام فقها با استناد به روایت آن را ذاتاً حرام و مستوجب کیفر دانسته اند. هم چنان که تعیین حد شرعی برای قیادت بدون در نظر داشتن اینکه به ارتکاب فجور منجر شود یا نشود، دال بر این امر است که قوادی جرم مستقل و مطلق می‎باشد، اما معاونت در جرم مقید به حصول نتیجه است. بنابراین، قوادی نه معاونت در جرم که خود جرم مستقل و مطلق است و معاونت در آن به خصوص در شکل سازمانی و باندی بر اساس مفاد مواد 716 و 43 ق.م.ا. امکان پذیر است.(پورتال جامع مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران http://it.whc.ir/papers/show/common/15061)
2-3-6-شرکت و مباشرت در جرم
بر اساس مواد 215 و 214، 42 ق.م.ا.که بیان می‎دارد اگر جرم ارتکابی منتسب به عمل همه شرکا باشد، با اینکه ممکن است هر کدام نقش متفاوت و مختلف در ارتکاب آن داشته باشند، به عنوان فاعل مستقل جرم شناخته میشوند، لذا تفکیک میان شریک و مباشر عملاً غیر ممکن است ولی آنچه باعث تفکیک مفهومی آن دو میشود، وحدت و تعدد مرتکبان جرم است. یعنی در صورت وحدت مرتکب، شرکت موضوعاً منتفی میشود، اما در حال تعدد، مباشران شریک همدیگر هستند چون «شرکت در جرم عبارت است از همکاری دو یا چند نفر در اجرای جرم خاص به طوری که فعل هر یک سبب وقوع آن شود»(اردبیلی، 1378: 26). به بیان دیگر «اگر نسبت انسان با عنصر مادی جرم مورد سنجش قرار گیرد، بزهکار کسی است که جرم را از نظر مادی انجام داده باشد و به اجرای آن (شروع به جرم) مبادرت ورزیده است. مباشر کسی است که رفتار مادی و معنوی او با توصیف قانونی جرم کاملاً مطابقت دارد» (همان: 28).پس شریک و مباشر هر دو با عنصر مادی جرم نسبت دارند. نکته قابل توجه این است که میان شریکها در میزان مجازات و استحقاق کیفر، به دلیل اختلاف تأثیر عمل هر کدام در وقوع جرم، تفاوت قابل توجهی وجود دارد. لذا کیفر شریک در هر جرم نیاز به تصریح و تجویز قانون دارد و نمیتوان تمام شرکا را یکسان مجازات نمود. ولی متأسفانه «قانون مجازات اسلامی فقط برای جرائم تعزیری یا مجازات های بازدارنده و قصاص [قتل] شریک در نظر گرفته و حکم آن را بیان نموده است؛ اما در جرائم مستلزم حد یا دیه با آنکه شریک متصور است، قانونگذار سکوت کرده است. بنابراین به لحاظ رعایت اصل لزوم قانونی بودن جرم و مجازات، مفهوم شرکت در این قبیل جرائم منتفی است. به عبارت دیگر وصف شرکت وصفی قانونی است که به اعتبار آن قانونگذار آثاری بر فعل مجرمانه بار کرده است و در صورت انتفای این وصف فقط در حدود اوصاف جزائی هر یک از اعمال[مؤثر در تحقق جرم] میتوان درباره مداخله کنندگان قضاوت نمود»(همان، 1378: 29). در نتیجه با توجه به قانون مجازات اسلامی در جرم قوادی شرکت منتفی است و کسانی که به طور سازمان یافته، مثل باندهای قاچاق زنان یا تشکیل دهندگانخانه های فساد، اقدام به ارتکاب این جرم نمایند، عنوان شریک ندارند و هر کدام به تناسب عملی که در این راستا انجام دادهاند، اگر مستوجب وصف جزائی باشد، مورد رسیدگی قرار میگیرند (محمدی، 1388: 175).
2-4- بررسی اجتماعی پدیده قیادت
یکی از نابسامانیهای موجود در جوامع انسانی که از دیرباز تاکنون وجود داشته، انحرافات اجتماعی است که بزهکاری در رأس آن قرار دارد. اگرچه بزهکاری معلول مستقیم طبع سرکش و خوی حیوانی افراد است و با یافتنزمینه های مناسبی در درون جامعه، امکان بروز مییابد؛ اما جمعی را عقیده بر آن است که تمام جرائم منشأ اجتماعی دارد و «ریشه این تفکر که جامعه یکی از علتهای جرم است، جدید نیست و با غور در مطالعات متفکران یونانی چون افلاطون و ارسطو معلوم میشود؛ تشکیلات اجتماعی و اقتصادی میتواند یکی از علل پیدایش بزهکاری در جامعه باشد. بزهکاری نیز چون دیگرپدیده های اجتماعی است که از بطن جامعه به وجود میآید و استثنائی بر مسائل دیگر نیست. لذا برای درک علت یا علتهای بزهکاری باید ریشه آنها را در جامعه و به خصوص در فرهنگ جستجو نمود» (نوربها، 1377: 159).در این دیدگاه به نقش فرد بزهکار و اراده وی که عامل اصلی و علت عمده ارتکاب جرم است؛ توجه نشده، با وجود اینکه «انحراف که همان دوری جستن از هنجارها است؛ هنگامی رخ میدهد که فرد یا گروهی معیارهای جامعه را رعایت نمی‎کنند» (کوئن، 1372: 215). هنجارها و معیارهای جامعه نقش بازدارنده از خطا را داشته و هدف از وضع آنها جلوگیری از لغزش ها و انحرافات است و افراد جامعه با تمرد و سرکشی، هنجارها را شکست
ه و معیارها را زیر پا میگذارند. البته جامعه میتواند زمینهساز ارتکاب بزه و پرورش دهنده خصلت‎های مجرمانه باشد. پس بزهکاری، به رغم اینکه یک پدیده اجتماعی است، از درون جامعه به وجود نمیآید، بلکه در درون جامعه پدید میآید.
بنابراین انحراف فرار از هنجارهاست و بزهکاری محور عمده انحرافات اجتماعی را تشکیل میدهد. یکی از مصادیق انحرافات اجتماعی «قوادی» است که برایند تمرّد و عصیان و معلول هوی و هوس افراد هنجارشکن میباشد. البته قوادی نه تنها با انحرافات اجتماعی ارتباط دارد، بلکه خود، عین انحراف است؛ زیرا «قواد» همانند سایر مجرمان به دنبال تأمین خواستههای نفسانیاش، ارزشهای اجتماعی را نادیده گرفته و به هنجارها عمل نمی‎کند و حرمت جامعه را میشکند (محمدی، 1388: 175).

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-5- بررسی حرمت قیادت در مذاهب اسلامی
2-5-1- بررسی حرمت قیادت از دیدگاه تشیع
از دیدگاه اهل تشیع، قیادت و دیاثت از گناهان کبیره محسوب میشود و روایات و نقل قولهای زیادی در مذمت این عمل نکوهیده بیان گردیده است. در نکوهش این عمل، همین بس که پیامبر اکرم (ص)مى‌فرماید:

1- «هرکس براى وقوع زناى مرد و زن واسطه شود،خداوند بهشت را بر او حرام مى کند و جایگاهش دوزخ است. و چه بد جایگاهى است جهنّم و همیشه مورد خشم خدا است تا بمیرد».

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *