دانلود پایان نامه

مقابله‌ای در نظر گرفته می‌شوند نیز سیستم ایمنی بدن را تحت تاثیر قرار می‌دهند. مثلاً اشخاص تحت استرس گرایش دارندکه بهداشت را کمتر رعایت کنند. آنان ممکن است سیگار بیشتری دود کرده، الکل بیشتری نوشیده، خوراک و خواب کمتری داشته باشند(کوهن، و ویلیامسون ، 1988‏). افزایش مصرف سیگار و الکل همچنین ممکن است همه پاسخهای ایمنی را متأثر سازد(گلاسر ،1988).
سالزانو (2003) خاطر نشان ساخت که مواجهه با استرس منجر به فعالیت هورمون گلیکوکورتیکوئید خواهد شد که این امر منجر به ترشح زیاد نوراپی‌نفرین می‌گردد. در افراد با سرسختی پائین، این فرایند تسریع خواهد شد در حالیکه افراد واجد سرسختی بالا از آن مصون خواهند بود.
به هر حال با اینکه از استرس به عنوان عاملی که توان سیستم ایمنی بدن را تضعیف می‌سازد، نام می‌برند لیکن مکانیزم اثرگذاری استرس بر سیستم ایمنی بدن وچگونگی ایجاد اختلال درآن هنوز روشن نیست.

استرس و فرایندهای فکری
اثر زیانبار فشارزاها در برآشفتگی فیزیولوژیکی آشکار می‌شود. بدین گونه که سطح متوسطی از برانگیختگی، عملکرد فرد را بهبود می‌بخشد لیکن برانگیختگی پایین‌تر از سطح مطلوب یا بالاتر از سطح مطلوب با پردازش درست اطلاعات و عملکرد بهتر تداخلمی کند. برانگیختگی پایین‌تر از سطح متوسط و بالاتر از آن هر دو خطرناک است. در حالت نخست ممکن است یک کارگر در راه آهن در انجام وظیفه خود در فشار دادن سویچ اعلام ورود قطار، کوتاهی نماید و نهایتا تصادف مرگباری را بوجود آورد. نمونه‌ای از موقعیتهای دوم (بالاتر از سطح متوسط) در حا لتهای اضطراری ترافیک هوایی دیده می‌شود. اصولاً برانگیختگی مفرط به علت استرس ممکن است عملکرد فرد را در انجام وظایف و تکالیف مشکل و سخت دچار آسیب نماید. استرس دامنه توجه را برای بررسی راه حلهای مختلف دچار آشفتگی می‌کند. ناتوانی متعاقب آن نیز ممکن است بر واکنش و توانایی حل مشکل و استدلال تأثیرگذارد (دارک، 1988؛ کینان، فریدلندوبن پورات،1987).
استرس همچنین ممکن است ازطریق انفکاک توجه،کارکردهای عقلانی فرد را مخدوش سازد. به عنوان مثال هنگامی‌که افراد سعی می‌کنند تحت موقعیتهای فشارزا تکالیف پیچیده‌ای را انجام دهند بیشتر به پی‌آمد از دست دادن زمان توجه دارند (باوم میستر ،1987). فرآیند تصمیم‌گیری نیز هنگام رویارویی با استرس دچار دگرگونی می‌شود. افرادی که پیش از تصمیم‌گیری تمامی جوانب یک موقعیت را در نظر می‌گیرند ممکن است تحت استرس به طور احمقانه عمل نمایند(کینان ، فریدلند و بن پورات،1987‏). اثر تخریبی فشارزاها بر کارکرد شناختی موضوعی است که بایستی هنگام ارزیابی عملکرد فرد مورد توجه قرار گیرد. چانچه فرد تحت استرس قرار دارد و تست هوشی در مورد وی اجراگردد به احتمال زیاد نمره پایینی بدست خواهد آورد.

عوامل فشارزای دانشجویی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عوامل فشارزا طیف وسیعی از عوامل محیطی را در بر می‌گیرند. فشارزاها تغییراتی هستند که در طول زندگی برای هر فرد به وقوع پیوسته و واکنشهایی را در وی ایجاد می‌کنند. واکنشهای استرس ممکن است به صورت پاسخهای جسمانی، روانی و رفتاری تجلی یابند. همانند تهوع ، عصبانیت و خستگی که افراد در هنگام رویارویی با عوامل فشارزا از خود نشان می‌دهند.
تحصیلات عالی امتیازی است که فقط برای درصدی از جامعه خشنودی بدنبال دارد‏. برخی متخصصان عنوان می‌د‏ارندکه دانشجویان تغییرات زیاد‏ی را در زندگی خود ‏تجربه می‌کند، و به نظر می‌رسدکه دوران دانشجویی، مملو از عوامل فشارزا است. تحقیقات نشان می‌دهدکه در حدود 80% دانشجویان دوره‌هایی تحصیلی خود را به طور رضایت بخشی به پایان می‌رسانند و در حدود 20% بنا به علل و عواملی گوناگونی با شکست مواجه می‌شوند(دابسن،1982).

تغییر در سبک زندگی
مسایل و مشکلات تحصیلی بیشتر در سال اول ورود آنان به دانشگاه بروز می‌کند. دانشجویانی که پس از اخذ دیپلم وارد دانشگاه می‌شوند فشارزاهای مختلفی را تجربه می‌کنند. اصولاً تغییرات زندگی که فرد با آن روبرو می‌شود، استرس بیشتری را ایجاد نموده و احتمال داردکه بیماریهای مختلفی را درپی‌داشته باشند. تحصیل در دوره دبیرستان معمولاً با آرامش خیال بیشتری همراه بوده و بطور کلی سالهای راحتی به حساب می‌آید. حال آنکه ورود به دنیای دانشگاه تغییرات چشمگیری را دنبال دارد. دانشجو در معرض انواعی از تغییرات زندگی قرار می‌گیردکه هر یک به صورتی فشارهایی را می‌آفرینند. هنگامیکه متوجه می‌شویم بیشتر دانشجویان از خانواده خود د‏ور می‌شوند، دوستان قدیمی را ترک می‌کنند. دوستان جدیدی باید انتخاب نمایند، مسئولیتهای جدیدی را پذیرا می‌شوند و در شهر جدیدی سکنی می‌گزینند، تعجب آور نیست که افت تعصیلی ‏دانشجویان را به استرس نسبت دهیم تا نمرات‏. آنان بایستی وقت کافی برای خرید، پخت و پز، نظافت، شست و شو و دیگر کارهای بی شمار روزمره اختصاص می‌دهند. وانگهی نظم و زمانبندی کردن امور نیز به عهده خود دانشجو است. علاوه بر آنچه گفته شد مشکلات دیگری نیز بر دانشجویان تحمیل می‌شود. آنان بایستی مسکن یا خوابگاهی را برای خود ‏پیدا کنند، هم اتاقی برای خود بیابند. تکالیفی کلاسی انجام دهند، خود ‏را برای امتحانات آماده نمایند و… . بنابراین می‌بینیم که ورود به دنیای جدید همراه با تغیبراتی در سبک زندگی است که هر یک به نحوی بر عملکرد عادی فرد ‏تأثیر می‌گذارند. درکنار همه این گر فتاریها دانشجو بایستی برای حفظ سلامت روانی خود در زمینه‌های زیر موفقیت کسب کند:
1 – رشد شایستگی و خود بسندگی
2- توانایی کنترل هیجانها
3- توانایی در برقراری روابط بین فردی
4- هدفدار شدن
5- وحدت و یکپارچگی خویش
6-رشد هویت در خود (هویت یابی)
7- رسیدن به استقلال و خودکفایی
بنابراین بی‌جهت نیست که آنفلونزا بطور پیوسته در بین جمعیت دانشجویان گزارش می‌شود. یا اینکه خودکشی بعنوان دومین علت مرگ و میر در بین دانشجویان قلمداد می‌گردد، زیرا که سیستم ایمنی بدن آنان در برابر چنین تغییراتی تحلیل می‌رود.

ازدحام و شلوغی
ازدحام در زندگی روزمره به گونه مختلف مورد بررسی است. ایستادن در صف‌های طولانی به مدتهای زیاد، سوار بر اتوبوس شدن که جای نفس کشیدن درآن نیست، سکونت در اتاقهای خوابگاهی که به جای 2 نفر، 6 نفر را در هر اتاق جای داده‌اند، شرکت درکلاسی که تا درب کلاس صندلی چیده‌اند و… از جمله شلوغیهایی است که افراد با آ ن دست به گریبان هستند. نخستین تحقیقات در زمینه تأثیر ازدحام بر زندگی حیوانات انجام شده است. آزمایش کلهون(1971) با موشها پیشاهنگ تحقیقات بعدی بود. وی برای موشها مقدار زیادی آب و غذا فراهم کرده بود، اما محیط با موشهایی مانند خودشان شلوغ شده بود. نتایج نشان داد که پرخاشگری، خوردن همنوع و بیماریهای جسمانی افزایش یافت.(برج واندر ،1980). پژوهشهایی که درباره خوابگاههای دانشجویی انجام گرفته نشان می‌دهد که تعداد بیش از حد دانشجویان در اتاقهای دانشجویی باعث ایجاد ارتباطات و ارزشیابیهای منفی از یکدیگر می‌شود. بررسیهایی نیز درباره جمعیت دانش‌آموزان انجام شده است. مک کین و همکارانش (1985‏) دو مدرسه یکسان را مطالعه کردند. یکی از این مدارس 43% از میزان ثبت نام خود کاست. حال آنکه مدرسه دیگر چین نکرد. دانش‌آموزان مدرسه‌ای که تراکم اجتماعی آن کاهش یافته بود نگرش مثبت‌تری درباره محیط آموزشی پیداکردند و غیبت از مدرسه بطور بالقوه کاهش یافت. خلاصه اینکه تراکم و بویژه تراکم اجتماعی‌حالتی منفی پدید می‌آورد که برکارکردهای مختلف روانی و جسمانی افراد مؤثر است.

امتحانات
یکی از منابع مهم استرس در بین دانشجویان دانشگاه امتحانات است. با وجود اینکه چنین امری محتمل است که دانشجویی عدم موفقیتهای خود را در یادگیری و انجام تکالیف در طول دوره تحصیلی پنهان نماید لکن شکست در امتحان با هر عذر و بهانه‌ای هم که همراه باشد، باز هم برای خانواده و دوستان و همکلاسیها مشخص و آشکار می‌گردد. اصولاً هر نوع آزمون با محدودیت زمانی سطوحی از اضطراب را برمی‌انگیزاند که با این حال امتحانات از این قاعده مستثنی نیستند. همچنانکه روزها در پرتوی امتحانات به سرعت سپری می‌شوند،کاملاً طبیعی است که دانشجویان از مشکلات خواب، اضطراب و اشتها، گله و شکایت داشته باشند. چنین علایمی حتی درباره ‏دانشجویان زرنگ و باهوش که از لحاظ روانی دچار مشکلاتی نیز نیستند صادق است و بهتر است که اینها را ترسها و اضطرابهای مختص امتحان نامید. مکانیک ( 1987‏) طی پژوهشی چگونگی ظهور علایم روانی را در طی هفته آخر پیش از امتحانات نهائی چنین شرح داد. برخی دانشجویان از دردهای شکمی، تنگی نفس و جوشهای صورت سخن راندند و تعداد اندکی از آنان نیز عنوان داشتندکه به علت خستگی مفرط روانی و جسمانی بیمار شده‌اند، معدودی نیز دچار اسهال شدن در صبح روز امتحان را گزارش دادند. یکی از آنان تجربه خود را چنین بازگو کرد : “من واقعا هراسان بودم، تاکنون در زندگیم چنین هراسناک نبوده‌ام. واقعاً چکار خواهم کرد. آیا قادرم از عهده امتحان برآیم. احساس می‌کردم دارم از هم می‌پاشم”. همین دانشجو پس از پایان امتحان چنین گفت: “امتحان دادن به اندازه پیش بینی کردن آن ، اضطراب زا نیست”. در طول دوره امتحانات رفتارهایی ممکن است مشاهده شود که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم ؛
چنانچه دانشجو در جلسه امتحان فکرکند که خوب دارد پیش می‌رود با اطمینان بیشتری به پرسشها پاسخ خواهد داد.
چنانچه فکر کندکه دارد امتحان را خراب می‌کند در پاسخدهی به پرسشهای باقی مانده نیز دچار مشکل خواهد شد.
پس از پایان جلسه امتحان، چنانچه دانشجو احساس کندکه خوب به پرسشها جواب داده است به گپ وگفتگو با دانشجویان دیگر پبرامون سؤالات امتحانی می‌پردازد.
هرگاه دانشجو متوجه شود که پاسخهای وی به سؤالات، مطابق با پاسخهای همکلاسیهایش نیست دچار اضطراب بیشتری می‌شوند.
آنانی که از عملکرد خود رضایت دارند ممکن است حالتی از سرخوشی نشان دهند.
چنانچه دانشجو متوجه شودکه اشتباهی در متن پاسخها مرتکب شده است اضطراب پس از امتحان وی افزایش می‌یابد.
دانشجوی که متقاعد می‌شود که امتحان خود را خراب کرده است، با واکنشهای شکست پیش بینی شده سازگاری می‌یابد.
دانشجو ممکن است در طی پاسخگویی به سؤالها، علایم و نشانه‌هایی غیرکلامی استاد خود را به غلط برداشت نماید.
مکانیک (1978) همچنین از حالتهای هیجانی دانشجویانی که در انتظار نتایج امتحانات نوشتنی و انشائی هستند سخن به میان می‌آورد. در بررسی وی بیشتر دانشجویان اضطرابهای پیشینه‌ای را تجربه کردند و حالیکه نتایج اعلام شده بود، با این همه تعداد معدودی از آنان خبر قبولی خود را باور نداشتند. به هر حال چنین اضطراب پس مانده‌ای کاملاً عمومیت دارد، بویژه هنگامی که پیامد قابل پذیرش و خوشایندی بدنبال یک دوره اضطراب شدید بیاید. د‏ر پایان پرسشی که به ذهن خطور می‌کند این است که آیا اشکال سنتی امتحان، توانایی یا عملکرد تحصیلی دانشجو را بطور واقعی ارزیابی می‌کند؟ اگر چنین نیست شاید زمان آن رسیده باشد که انواعی از روشها را برای سنجش عملکرد افراد بکار گیرند تا چنانچه فردی درزمینه خاصی قادر به ظاهر کردن مهارتها و دانش خود نبود در زمینه‌های دیگری نشان دهد. پاسخ این پرسش را به پژوهشهای آتی و تهیه‌کنندگان آزمونها واگذار می‌کنیم.

نمرات
داستان قدیمی استاد معروفی که برگه‌های امتحانی را روی پله‌ها پرت می‌کرد و برگه‌هایی که روی پله‌های بالائی قرار داشتند نمره “الف” می‌گرفتند و آنهائی که روی پله‌های بعدی بود نمره “ب” دریافت می‌داشتند را به خاطر آورید. به هر حال هدف دادن نمره بود و استاد مجبور بود نمره بدهد. بیان داستان طنزگونه فوق بدین جهت است که هم اساتید و هم دانشجویان رفتارشان تحت الشعاع نمره قرار می‌گیرد. دانشجویان اهداف خود را به جای اینکه به یادگیری در حد توان اختصاص دهند بیشتر به کسب نمرات عالی معطوف می‌دارند. بر همین سیاق اساتید هم به جای اینکه محور را آموزش و تعلیم در حد توان قرار دهند بیشتر توجه خود را صرف تفاوت بین دانشجویان رتبه اول و دوم می‌کنند. به هر حال در دانشگاه بر نمرات خیلی تاکید می‌شود. یافته‌های لوینز (1919) نشان می‌دهدکه فقط 1 نفر از 8 ‏دانشجویی که در خصوص نمره مورد سوأل قرار گرفتند اظهار داشت که توجه‌ای نسبت به نمرات ندارد. به هر حال از ارزش نمرات ‏همین بس که متصدیان شغلی نخست به پرونده‌های تحصیلی و نمرات دانشجویان برای استخدام آنان در مراکز خود مراجعه می‌کنند. نمرات ممکن است خود ارزشمندی دانشجویان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بعنوان نمونه “من انگلیسی راکم می‌گیرم، پس دانشجوی کند ذهن هستم”. اصولاً دانشجویانی که قصد تحصیل در دروه بالاتر یا بورسیه شدن را دارند نمرات از اهمیت بسزایی برای آنان برخوردار است. نمرات برای دانشگاهی که قصد دارد وانمودکندکه دانشجویانی شایسته وکارآمد دارد نیز حائز اهمیت است. به هر حال دانشجویانی هم هستندکه چنان تحت تاثیر نمره قرار گرفته‌اندکه بهداشت جسمانی و روانی آنان د‏ر معرض خطر قرار د‏ارد‏. آنان حتی روابط اجتماعی و دنیای اجتماعی خود را ‏محدودکرده و شب و روز مشغول مطالعه و درس خواندن هستند.
میسرا وکاستیو (2004) خاطر نشان ساختند که دانشجویان در مقاطعی از هر نیمسال تحصیلی، مثل امتحان و در هنگام رقابت با دوستان خود برای دستیابی به نمرات بالاتر ، استرس بیشتری را گزارش می‌کنند.

فشردگی دوره‌های تحصیلی
د‏ر جامعه پر شتاب امروزی بیشتر افراد ‏می‌خواهند که از حداقل زمان، حداکثر استفاده ‏را ببرند. پیامد و نتیجه چنین شتابی ممکن است که همراه با دستیابی به اهداف متعددی باشد، لیکن فرد از روند رسیدن به چنین اهدافی لذتی نبرد. دوره‌های تحصیلی فشرده، دوره‌هایی هستند که طاقت فرسا بوده و بایستی درسی را در طول آن دوره بتوان به خوبی به پایان رساند. انتظارات فراغت از تحصیل درکمترین زمان، ممکن است به گونه‌ای باشدکه دانشجویان دوره‌های تحصیلی فشرده‌ای را تحمل کنند و از لحاظ جسمانی، روانی، اجتماعی و آموزشی در تنگنا قرار گیرند. آنان ممکن است دچار بیماریهای جسمانی یا اختلالات هیجانی شوند (گرین برگ.1990‏).

رقابت
امروز در جهانی زیست می‌کنیم که بر پیشرفت و توانایی برای موفقیت در زمینه‌های مختلف زندگی تأکید می‌شود. چنین پیشرفتی جزء از راه کار و تلاش جدی و خستگی ناپذیر بدست نمی‌آید. در هر حال موفقیت و پیشرفت در ابعاد مختلف زندگی با رقابت با دیگران همراه است. موفقیت در فعالیتها و تلاشها باعث رشد عزت نفس می‌شود و شکست موجب بیماری و ناامیدی و حرمان می‌گردد. روانشناسان اظهار می‌دارند که رقابت منبعی از اضطراب و افسردگی به شمار می‌آید. آنان در این زمینه به اضطراب پیشرفت اشاره می‌کنند. اضطرابی که بدنبال ترس از شکست همه جانبه در فرد بوجود می‌آید.
در تحقیقی 25 ‏دانشجوی دانشکده حقوق دانشگاه پنسلوانیا که80 درصد ‏آنان دانشجوی سال اول بودند مورد بررسی قرارگرفتند. آنان خود را نیازمند به خدمات مشاوره‌ای معرفی کردند و عنوان داشتندکه سطح بالایی از استرس را تجربه کرده و دارای اضطراب و افسردگی هستند. همه این دانشجویان در دوره دبیرستان، دانش‌آموزانی ممتاز بودند لیکن در دانشگاه نسبت بالائی از دانشجویان مشروطی و دچار افت تحصیلی را در بر می‌گرفتند. اینان به هنگام ورود به دانشکده حقوق خود را در رقابت با کسانی یافتندکه بهتر و یا حتی باهوشتر از آنان بودند. پذیرش چنین موضوعی برای آنان مشکل بودکه به عنوان افرادی در حد متوسط پذیرفته شوند و عملکردشان در حد متوسط از میان گروهی از افراد سرآمد ارزیابی گردد. در نتیجه چنین حالتی به کاهش عزت نفس در این افراد انجامید و آنان را به اجتناب از موقعیتهای تهدید کننده رهنمون کرد (دابسن،1982).

کمرویی
از آنجا که ورود به دانشگاه تجربه جدیدی به حساب می‌آید افراد و محیط اطراف نیز اموری تازه و جدید

دسته بندی : پایان نامه مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید