دانلود پایان نامه

استفاده کنند. وقتی که سازمان وارد مرحله انسجام اوّلیه می شود، احتمالاً اتحادیه ها و کارکنان عوامل استراتژیک آن را تشکیل می دهند. در این مرحله مدیریت باید احساس وحدت و تعّهد بالا را در کارکنان به وجود آورد. با توّجه به این معیارها، در این مرحله مُدل روابط انسانی مورد استفاده قرار می گیرد. در مرحله رسمیت و کنترل، کارآئی و نظم مورد توّجه است. در این مرحله سازمان رشد یافته و عوامل استراتژیک (کارکنان، رهبران، عرضه کنندگان مواد اوّلیه و مشتریان) آن را برحسب ثبات و بهره وری ارزیابی می کنند. چنین عواملی مُدل فرآیند داخلی و مُدل هدف عقلائی را مَّد نظر قرار خواهند داد. در مرحله انسجام ساختار، تأکید بر کنترل محیط خارجی است. عوامل استراتژیک در این مرحله بر انعطاف پذیری سازمان، توانایی در جذب منابع و نرخ رشد آن تأکید می ورزند. در مرحله افول عوامل استراتژیک، به آنچه سازمان در مرحله کارآفرینی تأکید دارد توّجه می کند، یعنی توانایی سازمان برای نوآوری و جذب منابع را مَّد نظر قرار می دهند و همچنین مانند مرحله کارآفرینی مُدل سیستم های باز را در ارزیابی های اثربخشی خود بکار می بند. ارزش ارتباط مراحل چرخه حیات سازمانی، عوامل استراتژیک و مُدل های اثربخشی باید واضح و روشن باشد. برحسب اینکه تا چه حد تجزیه و تحلیل ما از دقت و صحت برخوردار است، مدیریت باید قادر باشد پیش بینی کند چه معیاری را در ُاولویت قرار دهد، تا بر اساس آن تغییرات لازم را پیش بینی کرده و احتمال اینکه منافع برخی از عوامل کلیدی بیش از منابع دیگران مورد توّجه قرار گیرد را کاهش دهد (رابینز، 1385).
بلوغ
شکل گیری

افول
رشد
1- مرحله کار آفرینی
* اهداف مبهم
* خلاقیت بالا
2- مرحله شکل گیری
* ارتباط غیر رسمی
* ساختار غیر رسمی
* تعهد بالا
4- مرحله پیچیدگی 3- مرحله رسمیت و کنترل
* ساختار پیچیده * رسمی بودن قوانین
* عدم تمرکز * ساختار ایستا
* بازار متنوع * تاکید بر کارآئی
5- مرحله افول
* ترک خدمت

* افزایش تعارض
* تمرکز

شکل 2-1) چرخه حیات سازمان و مُدل های اثربخشی سازمانی (رابینز، 1385: 73).
2-1-11)مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی
برخی از تحقیقات تجربی، رابطۀ معناداری را بین مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی یافته اند. همچنین همبستگی مثبت و معنادار بین عوامل بالقوه مدیریت دانش – مثل کسب دانش، اصلاح دانش، ذخیره دانش و به اشتراک گذاری دانش- وعملکرد رقابتی وجود دارد. ایجاد دانش و به اشتراکگذاری سبب بهبود عملکرد و نوآوری می شود. یکپارچه سازی دانش موجب اثربخشی، توسعه محصول، کاهش حجم محصولات معیوب، کاهش نقص های ضمانت شده و افزایش کارایی می شود (, 2007 Tiwana). مدیریت دانش نه تنها مقدم بر اثربخشی سازمانی است بلکه واسط های میان عوامل سازمانی و اثربخشی نیز می باشد. منابع دانش یکی از بروندادهای فرهنگ و راهبرد سازمانی است، چرا که دانش بر مبنای یکسری هنجارها و ارزش های فرهنگی، روابط ساختاری و اولویت های راهبردی ایجاد و به کارگرفته می شود. برای مثال اقدامات به اشتراک گذاری دانش تحت تأثیر انتظارات فرهنگی از نوع دانشی که به اشتراک گذاشته شده، افراد مرتبط با آن و سرعت دانش منتشر شده از کانالهای رسمی سازمان است (سید نقوی وهمکاران،1389)
2-2- بخش دوم: مدیریت دانش
2-2-1) دانش ومدیریت دانش
دانش، به مجموعۀ تجربه ها ، ارزش ها واطلاعات جدید گفته می شود. به عبارتی دیگر با جمع بندی تعاریف گوناگون می توان گفت که دانش به عنوان منبعی در کنار منابع دیگری که از پیش از این در اقتصاد مورد توجه قرار داشت(کار، زمین،سرمایه)، به عنوان دارایی پرمایه مطرح می شود. در چنین ساختارهایی دیگر صنعت محور نیست، بلکه محور، دانش است ودر آن دانش کاران مشغول کار هستند. مدیریت دانش، فرایند کشف، کسب، توسعه وایجاد، تسهیم، نگهداری، ارزیابی و به کارگیری دانش مناسب درزمان مناسب در سازمان است که با ایجاد مناسب میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب در سازمان است که با ایجاد پیوند مناسب میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دست یابی به اهداف سازمانی صورت می پذیردRamirez , 2006) ).
2-2-2) مفهوم داده ، اطلاعات و دانش :
ایجاد دانش، سازماندهی و استفاده از آن جریان اطلاعات را تسهیل می کند.مهم ایناست که بین داده، اطلاعات و دانش تمایز قائل شویم.تمایز اصلی آنها در درجه سازماندهی و مفید بودن آنها نهفته است
(, 2012 C.Shih).
داده:داده شاملتوصیف مقدماتیاز اشیا و رویدادها، فعالیتها و مبادلات است که ثبت، طبقه بندی و ذخیره شده اند، ولی طوری مرتب نشده اند که معنی خاصی را برسانند ومی توانند بصورت عددی، حرفی، شکلی و صدایی باشند.داده شامل حقایق ساختار نیافته درباره رویدادها، اهداف یا افراد است و بطور خلاصه می توان گفت داده ها آمار، ارقام و واقعیت های خام و پردازش نشده هستند.
اطلاعات: اطلاعاتعبارت از مجموعه ایاز داده ها هستند که در ذهن دریافت کننده آنها ایجاد معنی میکنند.اطلاعاتباید بهدریافت کنندهچیزی را ارائهنماید کهاو تا به حال نمی دانست و نمی توانست پیش بینی کند. به عبارت دیگر اطلاعات داده هایی هستند که پردازش، تبدیل و ترکیبشده اند تا شکل معین و معناداری بگیرند و آگاهی بیشتری را به فرد منتقل کنند.بطور خلاصه اطلاعات به داده های معنی دار و سازماندهی شده و مفید اطلاق می شود.
دانش: دانش شامل آگاهی و درک مجموعه ای از اطلاعات و اینکه چگونه این اطلاعات می توانند به بهترین نحوه به کار گرفته شوند می باشد.دانش مجموعه ای از اطلاعات مناسب ساخت یافته و الگو مدار در حوزه معین است می توان گفت که دانش شکل غنی شده و بارور شده اطلاعات می باشد که همراه با فهمیدن چگونگی و چرایی است (سرلک و فراتی،1391). دانش در هنگام کارکردن با اطلاعات و یا استدلال کردن براساس اطلاعات توسط مردم تولید می شود. بنابراین دربرگیرنده اطلاعات و اطلاعات نیز دربرگیرنده داده ها است.کلمه کلیدی در اینجا تفسیر کردن است. فرد از طریق محیط خود داده و اطلاعات را به دست می آورد و با تفسیر کردن آنها دانش خلق می گردد.میتوان افراد را به عنوان سیستمهای اطلاعات دید. تفسیر اطلاعات وداده ها مبتنی بر دانش و تجربه ای است که هر فرد در آن لحظه دارا می باشد. این نظر منطبق با ایده ارائه شده از سوی داونپورت و پروساک است.از دیدگاه آنها دانش جریانی مرکب از تجربیات عینی، ارزشها، اطلاعات محیطی و بصیرت خبره استکه چارچوبی برای ارزیابی و یکپارچه کردن تجربیات و اطلاعات جدید را فراهم می آورد (درویش و امیرخانی ، 1388). دو نوع دانش وجود دارد یکی دانش آشکار و دیگری دانش ضمنی.دانش آشکار دانش رسمی است که می توان آنرا در گروه اطلاعات، طبقه بندی نمود و در قالب مدارک و اسناد سازمان قابل یافت می باشد. دانش ضمنی، دانش شخصی است که ریشه در تخصص افراد دارد و بطور مستقیم و بصورت رودررو مبادله وتسهیم می شود.یعنی دانش ضمنی می تواند به روش موثر و مستقیم تری انتقال یابد ولی کسب دانش آشکار بصورت غیرمستقیم است.(سرلک و فراتی،1391). مدل ماکس بویست از جمله مدلهایی است که روابط داده، اطلاعات و دانش را به خوبی ترسیم کرده است. مدل از سه قسمت شامل داده، اطلاعات و دانش و در قالب یک فرایند متاثر از فیلترهای ادراکی و مدلهای ذهنی تشکیل شده است (مدهوشی و نیازی، 1390). در شکل زیر این مدل ارائه شده است:
شکل 2-2) مدل روابط داده ، اطلاعات و دانش بویست(واعظی و مسلمی، 1388)
در این مدل داده ها به عنوان ورودی محسوب می شوند. در این مدل، اطلاعات
الگوهایی هستند که پس از عبور داده ها از فیلترهای ادراکی، به دست می آیند.بویست معتقد است که مدلهای ذهنی تعیین کننده چگونگی انجام واکنش نسبت به داده ها و اطلاعات است.از طرفی چون افراد دانشهای متفاوتی دارند، در نتیجه مدلهای ذهنی متفاوتی نیز خواهند داشت.مدلهای ذهنی تعیین کننده چگونگی رفتار و تصمیم گیری افراد بوده و همچنین به عنوان فیلترهایی عمل می کنند که بر اساس آنها اطلاعات و داده های موجود شناسایی می شوند (واعظی و مسلمی، 1388).
2-2-3) سازمان های دانش بنیان
سازمان دانش بنیان مفهوم نسبتاّجدیدی است که با ظهور اقتصاد دانش بنیان شکل گرفت. ورود به اقتصاد دانشی، جهت گیری های بسیاری از سازمان های صنعت بنیان را به تمرکز بر محصولات و خدمات مبتنی بر دانش تغییر داده است. بسیاری دریافتند که منشا دارایی و سرمایه اصلی، اطلاعات و منابع دانشی سازمان است. دانش، نقش برجسته ای را در فعالیت های افراد و سازمان ها ایفا می کند و سرمایه های فکری به تدریج جایگزین سرمایه های قابل لمس درکسب و کار می گردند. تلاش ها برای شناسایی نوع مدیریت و به کارگیری دانش، روز به روز شتاب بیشتری می گیرد و در حال حاضر با اولویت ترین محور در بیشتر سازمان ها شده است. در خواست برای دریافت خدمات بهتر از طرف افراد سازمان ها را به اعمال سیاست های مؤثرتر هدایت می کند. به دلیل اهمیت اقتصادی منابع دانش بنیان، توجه بیش تری به سوی اکتساب ، فراگیری و مدیریت منابع دانش معطوف گشته است. در این رابطه درک مفهوم سازمان های دانش بنیان بسیار اهمیت دارد. سازمان های دانش بنیان سرمایه گذاری های گسترده ای را در زمینه اطلاعات و به روز رسانی آن انجام می دهند، بیش ترین توجه آن ها به آینده بوده و بر مدل ها، شبیه سازی ها و تحلیل سیستم تأکید دارند (میرقربانی ،1391 )‌. در سازمان دانش بنیان ،‌ کالاها و خدمات دانشی تولید می شود. سازمان دانش بنیان به توانمندی هایی دست می یابد که قادر است از نیرویی اندک،‌ قدرتی عظیم بیافریند و خاصیت اهرمی و اثر پروانه ای را درخدمت اهداف سازمان قرار می دهد. در خاصیت اهرمی،‌ سازمان به یاری دانش ، ‌نقطه اتکایی که همان نقطه استراتژیک توسعه است پیدا می کند و با صرف منابع ناچیز ، به توسعه و گسترش قابل توجهی دست پیدا می کند. در اثر پروانه ای که یکی از ویژگی های تئوری آشوب یا نظم در بی نظمی است،‌ با انتخاب به جای یک نیرو در یک نقطه مناسب می توان به نیروی عظیم دست یافت . به تعبیر تئوری آشوب ، می توان از بال زدن یک پروانه (‌نیرویی کوچک ) به طوفانی بزرگ ( تحولی عظیم )‌ رسید‌. می توان سازمان دانش بنیان را از طریق ویژگی های زیر شناخت : (رمضان وحسنوی،1390)
ارزشمند ترین دارایی این سازمان ها ، سرمایه فکری می باشد و دارایی های فیزیکی مانند ماشین آلات از اهمیت کمتری برخوردار هستند
جمع آوری و به کار بردن دانش و اطلاعات جدید برای موفقیت سازمان ضروری می باشد .
آن ها منعطف و انطباق پذیر بوده و سطوح سلسله مراتب سازمانی کمی دارند .
آن ها با برقراری روابط نزدیک با مشتریان ، عرضه کنندگان و شرکای استراتژیک خود ، کالاها و خدماتی تولید می کنند که منطبق با نیاز مشتریان می باشد .
در سازمان های دانش بنیان ،‌ جریان دانش مهم تر از جریان مالی است : افراد ایجاد کنندگان درآمد هستند ، نه عاملان ایجاد هزینه .
روابط با مشتریان به صورت یک طرفه و بازار محور نمی باشد ، بلکه به صورت شراکتی می باشد که درآن ، راه حل ها به صورت دو طرفه تعیین می شوند.
تعادل قدرت تغییرکرده است ، زیرا کارکنان دانشی در زمینه های فنی بیشتر از مدیران خود آگاهی دارند و به مشتریان نزدیک تر می باشند.
عامل اصلی تولید یعنی خلاقیت کارکنان ، در آشوب ( هرج و مرج ) رشد می کند .
کنترل جریان اطلاعات به عنوان ابزار اصلی قدرت در سازمان می باشد .
سیستم اطلاعات مدیریت ، جریان های دانش را گزارش نمی کنند و هنگامی که نتایج مالی به دست شما می رسند ، قدیمی شده اند .
پایگاه قدرت مدیران ، سطح دانش آن ها می باشد . نقش آن ها از سرپرستی زیر دستان به حمایت از همکاران تغییر کرده است .
سیستم های اطلاعات مدیریت آن ها ، شایستگی ، ارزش افزوده ،‌ جریان های دانش ، تصور مشتری و نگرش کارکنان را گزارش می کند. این اطلاعات برای هر فردی در شبکه مرکزی قابل دسترسی می باشد . مدیران دیگر کارکنان یا حتی دانش را مدیریت نمی کنند ، بلکه فضائی را که دانش در آن ایجاد می شود مدیریت می کنند. این فضا ، ‌فرهنگ ناملموس و محیط ملموس می باشد.
فرهنگ سازمانی از تسهیم دانش حمایت می کند و کارکنان به دلیل تسهیم دانش ، پاداش می گیرند .
مدیریت عالی ، اعتماد را به عنوان عامل تسهیم دانش می داند و سرمایه گذاری جهت ایجاد اعتماد یکی از الویت های اصلی آن ها می باشد . احتکار دانش واطلاعات برای ارتقا در سلسله مراتب سازمانی ناپسند بوده و به بهترین کارکنان دانشی بیشتر از مدیران پاداش های مادی پرداخت می شود . < br /> فرهنگ باز در سازمان های دانش بنیان از طریق طراحی اداره مورد حمایت قرار می گیرد . مدیران عالی در طبقات بالا پنهان نیستند ، بلکه میزهای خود را در همان طبقاتی که کارکنان دانشی هستند قرار می دهند ، زیرا آن ها ارزش شبکه های رسمی اطلاعات را شناخته اند. فضاها برای ایجاد دانش استفاده می شوند .

جدول (2-2)ویژگی های جوامع صنعتی و دانشی(رمضان وحسنوی،1390)
دیدگاه
موضوع
دیدگاه صنعتی
دیدگاه دانش
انسان
مولد هزینه – منبع
مولد درآمد و سود
قدرت مدیریت

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

وابسته به سطح سلسله مراتب
وابسته به سطح دانش
چالش قدرت
کارگران در مقابل سرمایه داران
دانشکاران در مقابل مدیران
نقش مدیر
ریاست بر زیر دستان
حمایت از همکاران
اطلاعات
ابزار کنترل
ابزار برای ارتباطات ، منبع
تولید
فرآیندهای کارهای فیزیکی منابع فیزیکی برای ایجاد محصول مادی
تبدیل دانش توسط دانشکاران در ساختارهای مادی / غیر مادی
جریان دانش
از طریق هرم سازمانی
از طریق شبکه های از مجموعه های دانشی
عایدی اصلی
مادی و ملموس
غیر مادی / مادی – ایده های جدید تحقیق و توسعه ، مشتریان جدید
خمیر مایه تولید
سرمایه پولی و توانایی انسانی
زمان و دانش
محصول
ماموس و مادی ( سخت افزاری )
ساختارهای ناملموس – فکر – نرم افزار – مفهوم آفرینی
جریان تولید
متوالی ( محرک ماشین )
محرک ایده های متنوع
تأثیراندازه
سهم اقتصادی در فرایند تولید
هدف در شبکه های اقتصادی
رابطه با مشتری
از طریق بازار
تعاملی از طریق شبکه ها
دانش
یک ابزار از میان دیگر منابع
متمرکز بر تجارت
آموختن
یافتن ابزار جدید
ایجاد دارایی های جدید
ارزش نهفته در بازار
دارایی های ملموس
دارایی های ناملموس
اقتصاد
بازگشت سرمایه و سود
هم افزایش وهم بازگشت سرمایه و سود
2-2-4) ویژگی های عملی دانش :
یکی ازراه های متداول برای درک مفهوم پیچیده و اهمیت دانش، بیان ویژگی های عملی آن است. گاندری و متس (2002) ویژگی های زیر را برای دانش بیان کرده اند :
1) دانش، توان منحصر به فرد بشری است: دانش به منزله توانایی مخصوص انسان، درست مانند مهارت، تجربه و هوش است؛ که توانایی انجام دادن کار یا قضاوت درباره حال یا آینده را برای افراد فراهم می کند. این توانایی نتیجه خواندن، دیدن، شنیدن و احساس کردن (فیزیکی یا عاطفی ) امور است. بنابراین صرف خواندن، دیدن، شنیدن و احساس کردن دانش نیست.اینها نقش رسانه و میانجی را در خلق دانش ایفا می کنند؛ اینها داده ها و اطلاعات هستند و در صورتی به دانش تبدیل می شوند که دارای ارزش افزوده گردند.
2) اکتساب دانش امری پویا است: این ویژگی بسیار مهم است. ابزارهای گوناگونی در کسب، سازماندهی، ذخیره و انتقال دانش از منبعی شخصی به شخص دیگر دخیل هستند. افراد دانش را از منابع گوناگون و از طریق تعامل پویا کسب می کنند.در این اکتساب دو عامل بسیار مهم است :
1) تشابه بین زمینه شخصی (وضعیت، مفروضات و سوابق آنها ) با زمینه توصیف شده. 2) میزان همخوانی بین این دو موضوع که چگونه امور دارای ساخت می شوند و چگونه این ساخت برای خواننده ظاهر می شود. به عبارت دیگر زمینه شخصی و ساختار دو عامل موثر بر کسب دانش می باشد. بدین ترتیب کسب

دسته بندی : پایان نامه مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید