بند سوم-کنوانسیون غربی مبارزه با تروریسم
بند چهارم-کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی برای مقابله با تروریسم
بخش دوم: تروریسم در کنوانسیون های بین المللی
بند اول- کنوانسیون توکیو (1963)
بند دوم- کنوانسیون لاهه (1970)
بند سوم- کنوانسیون مونترال (1971)
بند چهارم- کنوانسیون نیویورک (1973)
بند پنجم- کنوانسیون مبارزه علیه گروگانگیری (1979)
بند ششم- کنوانسیون مراقبت فیزیکی از مواد هسته ای (1980)
بند هفتم- کنوانسیون مقابله با اعمال غیر قانونی بهره مند برضد ایمنی دریا نوردی (1988)
بند هشتم-پروتکل مبارزه با جرایم تروریستی برضد سکوهای ثابت واقع در فلات قاره ( 1988)
بند نهم- کنوانسیون بین المللی سرکوب حمایت و تامین مالی از تروریسم
بند دهم- کنوانسیون مقابله با جرایم تروریسم هسته ای (2005)
فصل دوم ماهیت دفاع مشروع
مبحث نخست: تعریف دفاع مشروع
مبحث دوم: نظریات مربوط به دفاع مشروع
بند اول- دفاع مشروع سنتی
بند دوم – دفاع مشروع بازدارنده
بند سوم- دفاع مشروع پیشگیرانه
مبحث سوم: مفهوم و قلمرو دفاع مشروع در حقوق بین الملل
بند اول- مفهوم دفاع مشروع
بند دوم- شرایط توسل به دفاع مشروع
الف -حمله مسلحانه
ب- ضرورت
ج- فوریت
د- تناسب
فصل سوم: تحول حقوقی تروریسم و دفاع مشروع در عرصه بین الملل
مبحث نخست: تروریسم از زمان تأسیس سازمان ملل متحد
مبحث دوم: تروریسم در حقوق بین الملل معاصر
مبحث سوم: نتایج ناشی از فقدان تعریف حقوقی از تروریسم
بند اول- مسولیت بین المللی دولت
بند دوم- ابزارهای قهر آمیز
بندسوم- حوادث 11 سپتامبر 2001 و تأثیر آن بر مفهوم تروریسم
مبحث چهارم: تحولات مفهوم دفاع مشروع تا پایان جنگ جهانی اول
مبحث پنجم: تحولات دفاع مشروع تا پایان جنگ جهانی دوم
بند اول- بررسی مفهوم دفاع مشروع در میثاق جامعه ملل
بند دوم- بررسی دفاع مشروع در قرارداد پاریس و مصوبات جامعه ملل
مبحث ششم: تحولات دفاع مشروع پس از جنگ جهانی دوم
بند اول- بررسی آراءِ و رویه قضایی مربوط به دفاع مشروع در محکمه نورنبرگ
بند دوم- بررسی آراءِ و رویه قضایی مربوط به دفاع مشروع در دیوان بین المللی دادگستری
بند سوم- دفاع مشروع و منشور ملل متحد
مبحث هفتم: تصویب ماده 51 منشور ملل متحد.
مبحث هشتم: تجزیه و تحلیل ماده 51 منشور ملل متحد.
مبحث نهم: تحولات حادث بر مفهوم دفاع مشروع پس از واقعه 11 سپتامبر 2001
بند اول- امکان توسعه حق دفاع مشروع در پرتو قطعنامه 1368 شورای امنیت
بند دوم- عدم قابلیت اعمال دفاع مشروع در قبال تروریسم
فصل چهارم: تقابل دفاع مشروع و تروریسم

مبحث نخست: اسرائیل، سوریه و لبنان پس از واقعه 11 سپتامبر
مبحث دوم: دکترین دفاع مشروع پیشگیرانه جرج دبلیو بوش
مبحث سوم: دفاع مشروع پیشگیرانه علیه تهدید ناشی از سلاحهای کشتار جمعی عراق
مبحث چهارم: کره شمالی و سوریه و دفاع مشروع پیشگیرانه
مبحث پنجم: تغییر رژیم
نتیجه گیری
پیشنهادات راهبردی پایان نامه
منابع
الف- منابع فارسی
ب- منابع انگلیسی

چکیده:
این پایان نامه بر آن است تا ابعاد حقوقی تروریسم بین المللی و ارتباط آن با دفاع مشروع را بررسی و تحولات جدید بین المللی در پیامد حوادث 11 سپتامبر و حملات آمریکا به عراق، افغانستان لیبی، را تبیین نماید، لذا نوآورانه و ابتکاری ارزیابی می شود.
البته جدا از اینکه هر یک از کشورها تعریف خاصی با توجه به منافع خود از تروریسم ارائه کرده اند و به دنبال آن هر یک شیوه ای خاصی برای مقابله در جامعه بین الملل در نظر گرفته اند ولی از جمله شایع ترین روشهایی که از سوی دولتها در این رابطه و یا به نوعی به بهانه مبارزه با تروریسم در جامعه جهانی اتخاذ شده است استفاده از قوه قهریه است و راه حل نظامی می باشد. البته برخی دولتها به بهانه مقابله با تروریسم آشکارا به حمایت از تروریسم نیز پرداخته اند.
هر چند بر اساس منشور ملل متحد تنها استثنای توسل به زور از سوی دولتها استناد به حق دفاع مشروع است که تحت شرایط خاصی انجام می شود حق دفاع مشروع بارها از سوی کشورهای مختلف بخصوص ایالات متحده آمریکا برای توجیه اقدامات نظامی علیه تروریسم بین المللی مورد استفاده قرار گرفته است من جمله حمله جنگنده های آمریکایی در سال 1986 به لیبی و حملات بعد از یازده سپتامبر 2001 به بهانه نابودی القاعده به افغانستان و مواردی دیگر از این قبیل که با سکوت مجامع بین المللی نیز روبرو شده است.
البته بی تردید بعد از اینکه نقض قوانین بین المللی و برخود دوگانه این مجامع با کشورهای امپریالیسم دنیا نسبت به کشورهای ضعیف تر در تصمیم گیری سازمانهای بین الملل مؤثر بوده ولی عدم وجود معنی و مفهوم ثابت و یکسان در این جوامع از لغت تروریسم باعث شده راه فراری برای توجیه اقدامات این کشورها وجود داشته باشد لذا سوابق نشان می دهد که دولتها در مبارزه با تروریسم موفق نبوده اند و تروریسم همچنان جامعه جهانی را مورد تهدید قرار می دهد. در واقع ضعف نظام بین المللی و ناتوانی در مبارزه با تروریسم؛ دولتها را مجبور ساخته که به طور یکجانبه اقداماتی را انجام دهند و این اقدامات ممکن است در مواردی با حقوق بین الملل مطابقتی نداشته باشد.
واژگان کلیدی:
تروریسم؛ حقوق بشر؛ قطعنامه های بین المللی؛ دفاع مشروع؛ توسل به زور
مقدمه
تروریسم واقعیتی چندان جدید نیست اما در سالهای اخیر ابعاد و آثاری بی سابقه یافته است، تروریسم جان انسان ها را به مخاطره می افکند و با ایجاد حالت رعب و وحشت امنیت جامعه ملی را تهدید می کند. از سوی دیگر تروریسم می تواند صلح و امنیت جسمانی و پیشرفت جامعه بشری را در معرض خطر قرا می دهد بر این اساس در جامعه بین المللی لزوم مبارزه جهانی و همه جانبه علیه تروریسم به عنوان یک ضرورت انکار ناپذیر مورد پذیرش قرار گرفته است.
اکنون حوادث یازدهم سپتامبر 2001 به یک رویکرد اساسی در تمام منازعات ناظر به نظم منطقه ای و جهانی و امنیت بین المللی تبدیل شده است.
پس از واقعه یازده سپتامبر ایالات متحده به عنوان هدف عمده حملات تروریستی اقدامات متعددی از جمله “سیاست دفاع پیش گیرانه” را آغاز نموده است.
در خلال این مدت جهان شاهد سقوط طالبان در افغانستان و رژیم بعث عراق بوده است. این تحولات که با مداخله نظامی و توسل به زور محقق شد و با اصول حقوق مندرج در منشور ملل متحد و سایر هنجارهای پذیرفته شده حقوق بین الملل انطباق نداشت و نظم جدیدی از حفظ صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی را ابداع نمود.
شورای امنیت در 12 سپتامبر یعنی کمتر از 24 ساعت پس از این حوادث تروریستی، تشکیل جلسه داد تا به این موضوع رسیدگی کند. حاصل این نشت اضطراری، صدور قطعنامه کوتاهی بود که، برخلاف اغلب قطعنامه های پیشین شورای امنیت در خصوص تروریسم، به اتفاق آراءِ به تصویب رسید. در این قطعنامه (قطعنامه شماره 1368)، شورای امنیت، ضمن محکوم نمودن اعمال تروریستی در شهرهای آمریکا و اظهار همدردی با قربانیان و باز ماندگان حادثه، اعلام نمود که این اقدام تروریستی مانند هر عمل تروریستی دیگری، تهدیدی بر ضد صلح و امنیت بین المللی است. شاید مهمترین نکته قطعنامه 1368 تأکید شورای امنیت، بر شناسایی حق ذاتی دفاع مشروع فردی یا جمعی مطابق منشور ملل متحد است. به نظر می رسد شورای امنیت با درج چنین عبارتی در قطعنامه اعمال تروریستی را نوعی “حمله مسلحانه” یا ” تجاوز نظامی” را مورد تأیید قرار داده است. شناسایی ” تروریسم” به عنوان ” حمله مسلحانه” قاعدتاً دولت قربانی را مجاز می کند که، بر طبق ماده 51 منشور ملل متحد، برای دفاع از خود متوسل به نیروی نظامی شود.
قطعنامه 1373 نیز، مانند قطعنامه قبلی، با رأی مثبت کم سابقه همه 15 عضو شورای امنیت و در قالب فصل هفتم منشور صادر شد. در این قطعنامه مفصل، که احتمالاً جامع ترین قطعنامه شورای امنیت در مورد تروریسم بین المللی به شمار می آید، ضمن تاکید بر قطعنامه های 1269 و 1368 اعلام شده که کلیه اعمال تروریستی بین المللی، از جمله اقدامات تروریستی اخیر، تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی است. یکی از نکات مهم این قطعنامه تاکید مجدد بر “حق ذاتی دفاع مشروع فردی و جمعی” است. به نظر می رسد شورای امنیت درصدد تاثیر توسل به زور بر ضد عاملان اقدامات تروریستی یا حامیان آنها به عنوان نوعی “دفاع مشروع” بوده است.
با این وصف قدرت های بزرگ در دهه اخیر به بهانه مبارزه با تروریسم به طرق مختلف حقوق بشر دوستانه بین المللی را نادیده گرفته اند به طوری که رویکرد نظامی در مبارزه با تروریسم مبتنی بر توسل به زور مسلحانه ای است که در آن برخلاف نظام حقوق بشر، سیاست هدف گیری و کشتن تروریست ها به جای سیاست دستگیری یا کشتن تجویز می شود. به عبارت دیگر این رویکرد به دولت سرکوب کننده تروریست ها اجازه می دهد که بدون رعایت قواعد محدود کننده حقوق بشر دوستانه در توسل به زور مرگبار با استفاده از سلاح های آتشین سبک و سنگین تروریست ها را هدف قرار دهد این موضوع همواره مورد انتقاد طرفداران حقوق بشر بوده است.
سوال تحقیق:
آیا دفاع مشروع می تواند راهی برای مبارزه با تروریسم بین المللی باشد؟
و به دنبال آن به سوالات فرعی این تحقیق که شامل:
1- معنی و مفاهیم تروریسم و دفاع مشروع
2- راهکارهای مقابله با تروریسم در جامعه بین المللی پاسخ داده خواهد شد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

روش تحقیق:
عمده روش اتخاذی در این تحقیق توصیفی و تحلیلی است که با بررسی ابعاد حقوقی تروریسم بین المللی و ارتباط آن با دفاع مشروع را بررسی و تحولات جدید بین المللی در پیامد حوادث 11 سپتامبر و حملات آمریکا به عراق و افغانستان را مورد توصیف و سپس مورد تحلیل منطقی قرار خواهد گرفت.
روش جمع آوری اطلاعات:
روش گردآوری اطلاعات ( میدانی، کتابخانه ای و استفاده از سایت های اینترنتی و غیره می باشد.
ابزار گردآوری اطلاعات ( کتابخانه ای و اینترنتی بویژه منابع حقوقی پایگاه های اطلاعات الکترونیکی معتبر بین المللی)
اهداف تحقیق:
1- تبیین دقیق تعاریف موجود در حقوق بین الملل مفاهیم تروریسم و دفاع مشروع
2- بررسی اختلاف دیدگاه میان کشورهای غربی و کشورهای در حال توسعه راجع به تعریف تروریسم و تحول مفهوم دفاع مشروع
3- ارتباط میان تفسیر موسع تروریسم و مفهوم دفاع مشروع پیش گیرانه
فرضیه ها:
1- یکی از دلایل نبود تعویض دقیق برای تروریسم بین المللی در چارچوب سازمان ملل متحد و عدم تتمایل کشورهای غربی به محصور شدن مفهوم و مصادیق تروریسم می باشد.
2- کشورهای غربی تروریسم را بزرگترین تهدید جهانی می دانند در حالیکه کشورهای درحال توسعه به همراه چین و هنر فقر را بزرگترین تهدید صلح جهانی می دانند.
بخش نخست
ماهیت و تعریف تروریسم
دولت ها حق و وظیفه دارند از افراد واقع در قلمروی خود در مقابل هر گونه تهدیدی محافظت کنند، این تعهد در اسناد بین المللی جهانی و منطقه ای و همچنین رویه بین المللی محاکم و ارکان قضایی و بشر قضایی بین المللی نیز مندرج است.
دولتها براساس اسناد بین المللی متعدد موظف شده اند با تروریسم مبارزه کنند، این مبارزه شامل اتخاذ تدابیر گسترده ای هم در سطح بین المللی و هم در سطح ملی داخلی می شود. تدابیری که هم ناظر بر پیشگیری از وقوع اقدامات تروریستی است و هم شامل سرکوب مرتکبان اقدامات تروریستی از طرق مختلف می گردد. اما تا زمانی که مفهوم تروریسم مشخص نگردد نمی توان دقیقاً مشخص کرد دولتها چه تعهداتی داشته و برای مبارزه با این پدیده لازم است به چه تدابیر و اقداماتی توسل جویند. همانگونه که دبیر کل سازمان ملل در گزارش خود در مورد استراژی جهانی مبارزه با تروریسم، معتقد است نخستین گام برای از میان بردن تروریسم، از میان بردن دلایل موجد آن است1. در این فصل توجه بیشتری به مساله دلایل و انگیزه های تروریسم می شود.
در این بخش به دو مساله اساسی پرداخته می شود نخست آنکه تروریسم چیست؟
آیا می توان تروریسم را با توجه به انگیزه ها و دلایل آن تعریف کرد؟ و اینکه چرا تعریف تروریسم تا این حد مشکل و پیچیده است؟
برای تعریف تروریسم در ابتدا به بررسی تروریسم از دیدگاه روانشناسی و اقتصادی پرداخته و سپس به بررسی انواع تحلیلات تروریسم در عالم واقع می پردازیم تا بتوان بهتر درک کرد که چرا ارائه تعریف جامع از تروریسم در سطح بین المللی مشکل است.
در نهایت باید دانست مبارزه علیه تروریسم تلاشی طولانی مدت و تقریباً دائمی است. اکثریت، معتقدند در این مبارزه نمی توان قاطعانه پیروز شد و هیچ زمانی نبوده که دولتی بتواند قاطعانه اعلام کند تروریسم دیگر خطری برای کشورش نیست.
فصل اول:
ماهیت تروریسم
واژه تروریسم از کلمه ترور به معنای ترساندن و وحشت است اما استفاده از این واژه به انقلاب فرانسه باز می گردد پس از اعدام لویی چهاردهم پادشاه فرانسه در 21 ژانویه 1792 ضد انقلابیون شامل اشراف برای مقابله با این وضعیت گرد هم آمدند و در مقابل، رهبران انقلاب هم به این وضعیت واکنش نشان دادند. در جولای 1792 و پس از ترور ژان پل مارات یکی از رهبران انقلاب، شورای ملی فرانسه به رهبری ژاکوبن کمیته دوازده نفری “امنیت عمومی” را ایجاد کرد و در 5 سپتامبر 1792 فرمان ترور را برای مجازات مظنونان و مرتکبان این اعمال صادر کرد.
در طول حکومت وحشت( ژوئن 1792 جولای 1796) که حتی طرفداران جمهوری را نیز در بر می گرفت ، هزاران تن دستگیر شدند17000 نفر رسماً اعدام شدند و بسیاری در زندان ها جان باختند، مخالفان این کمیته که دیگر از جان خود در امان نبودند به مخالفت با او پرداختند اما آنها نمی توانستند او را به ترور متهم کنند چرا که ترور سیاست کمیته بود با این حال این افراد از واژه ” تروریسم ” استفاده کردند، واژه ای که حالتی منفی و تحقیرآمیز داشت در نهایت در بیست و هفتم و هشتم جولای 1794 او و 31 تن دیگر به جرم تروریسم اعدام شدند. پس از این حادثه تروریسم به سرعت در اروپا گسترش یافت اما با وجود آن عده بسیاری آنرا یک دکترین می دانستند و اکثریت معتقد بودند که تروریسم یک روش عملیاتی است.
از آنجا که پس از انقلاب فرانسه، حکومت های وحشت بسیاری در اروپا حاکم شدند این واژه برای توصیف رژیم هایی که از ترس استفاده کرده و بازداشت ها و اعدام های خود سرانه در آن وجود داشت به کار می رفت.
استفاده جدید از این واژه بدان معنا نیست که تروریسم ریشه تاریخی ندارد. سراسر تاریخ بشر مملو از اقدامات تروریستی است. امپراطوران روم از تبعید و، ضبط اموال و اعدام برای منصرف کردن مخالفان حکومت خویش استفاده می کردند، سلطان محمد عثمانی برای حذف رقبای تاج و تخت خویش در سال 1595 نوزده تن از برادران خود را کشت و در تاریخ ایران نیز پیروان حسن صباح نیز به همین روش مخالفان سیاسی خود را حذف می کردند.
مبحث اول: تعریف تروریسم در عرصه بین المللی
با وجود آنکه تروریسم امر جدیدی در عرصه بین المللی نیست و تاریخ بشریت اقدامات تروریستی متعددی را به خاطر دارد اما هنوز امکان ارائه تعریفی مشخص و جامع از تروریسم ممکن نگشته است. این امر در وحله نخست به دلیل ماهیت پیچیده و گونه های مختلف تروریسم است و در وحله دوم به دلیل سیاسی بودن این پدیده است. مشروع بودن مبارزه های جنبش آزادی بخش و امکان توسل این افراد به هر روشی برای نیل به اهداف خود یکی از موانع اصلی ارائه تعریف از تروریسم در سطح بین المللی است. در طی چندین دهه دولت ها و نظریه پردازان حقوقی تلاش نمودند تعریف بین المللی از تروریسم ارائه کنند که هم اصل قانونی بودن را لحاظ دارد یعنی بیش از اندازه موسع نباشد و هم از لحاظ ایدئولوژیک بی طرف باشد تا بتواند همه گونه های تروریستی را در بر گیرد2. در هر حال باید تأکید کرد که تروریسم نوعی عمل یا فعالیت عملی است و باید بر اساس همین عناصر تعریف شود3. تروریسم را می توان ” ارتکاب خشونت هدفمند یا تهدید به آن به منظور ایجاد وحشت و یا رفتار مقهورانه در قربانی و یا در ناظران آن عمل یا تهدید” دانست.
دایره المعارف عدالت کیفری تروریسم را با چهار ویژگی تعریف می کند:
1- استفاده حساب شده از خشونت برای دستیابی به یک هدف سیاسی از طریق ایجاد جو رعب و وحشت یا زور.
2- وجود جو وحشت یا ترس ناشی از به کار گیری خشونت یا تهدید به بکارگیری آن که منجر به ایجاد ترس پایدار نسبت به امنیت شخصی به منظور دستیابی به اهداف سیاسی یا اجتماعی شود.
3- الگوی سازمان یافته خشونت به منظور تأثیر گذاری و سیاست های دولت یا ترساندن مردم.
4- رفتار خشن مجرمانه به منظور ایجاد ترس برای دستیابی به اهداف سیاسی4 .
مزیت این تعریف آن است که اقدامات مجرمانه را نیز تروریستی می داند.
تروریسم یک جرم اتفاقی یا عادی نیست که به طور تصادفی روی دهد. تروریسم پدیده ای است که معمولاً برای نیل به اهدافی خاص یا برنامه ریزی روی می دهد مثلاً اهدافی چون تغییر رژیم، پایان دادن به اشغال، گسترش یک ایدئولوژی خاص یا مقاومت در برابر دخالت خارجی. با وجود آنکه گاهی گروه های تروریستی برای دستیابی به حمایت از فعالیت های خود به جرایمی چون قاچاق مواد پول شویی، جرایم سازمان یافته و یا قاچاق روی می آوردند اما باید در نظر داشت که آنها اساساً با سازمان هایی که در این جرایم فعالیت می کنند متفاوت هستند و این تفاوت در زمینه رعایت حقوق بشر بسیار مهم است.
مساله مورد مناقشه دیگر در مورد تروریسم آن است که آیا عمل یک نفر را نیز می توان تروریسم نامید یا لزوماً تروریسم باید ناشی از عمل گروه باشد اگر چه رویه های متعددی در زمینه تروریسم نامیدن اقدام یک فرد نیز وجود دارد و از لحاظ امنیتی نیز بهتر است صرفاً اقدامات گروه ها تروریسم تلقی نشود اما بهتر است این واژه به اقدامات گروه اطلاق شود که خصلت پایدار تری دارد
آنچه که جامعه بین المللی را بیش از پیش به مساله تروریسم متوجه کرد ترور بارتو و الکساندر اول در سال 1937 بود. به دنبال این عمل دولت های فرانسه ویوگسلاوی رسماً از جامعه ملل خواستند تا ضمن بررسی موضوع تروریسم راهکارهایی برای مقابله با آن اتخاذ کنند. نتیجه فعالیت سه ساله شورا و مجمع عمومی تهیه پیش نویس دو کنوانسیون بود که در 16 دسامبر 1937 طی یک کنفرانس بین المللی به امضای نمایندگان نزدیک به 30 دولت رسید.
این دو کنوانسیون یکی ” کنوانسیون پیشگیری و مجازات تروریسم” و دیگری” کنوانسیون راجع به تأسیس یک دیوان کیفری بین المللی” برای محاکمه جرایم تروریستی بود5 .
متأسفانه کنوانسیون پیشگیری و مجازات تروریسم هرگز تصویب نشد و با بروز جنگ جهانی دوم عملاً به بوته فراموشی سپرده شد. با ظهور سازمان ملل و ایجاد نظم نوین جهانی و بروز جنگ سرد مساله مبارزه با تروریسم وارد عرصه جدیدی شد.
در سال 1996 مجمع عمومی در اجلاس پنجاه و یکم در قطعنامه 210/1751 دسامبر تصمیم گرفت کمیته ویژه ای برای تنظیم یک معاهده بین المللی برای مقابله با بمب گذاری تروریستی و پس از آن کنوانسیون بین المللی برای مقابله با تروریسم هسته ای برای تکمیل اسناد بین المللی موجود و امکان ایجاد چهارچوبی جامع برای مبارزه با تروریسم ایجاد کند.
صلاحیت کمیته ویژه در سال های مختلف توسط مجمع عمومی تأیید و گسترش یافت6 .
اما اساساً دو قطعنامه مجمع عمومی چهار چوب کاری کمیته ویژه را مشخص کرد یکی اعلامیه تدابیر ناظر بر حذف تروریسم بین المللی ( قطعنامه 60/49 مصوب 9 دسامبر 1994 ) و اعلامیه مکمل اعلامیه 1994 تدابیر ناظر بر حذف تروریسم بین المللی ( قطعنامه 210/51 مصوب 17 دسامبر 1996 ) مجمع عمومی در اجلاس پنجاه و هشتم خود ضمن گرامیداشت پیشرفت کمیته در زمینه تهیه پیش نویس کنوانسیون جامع در مورد تروریسم7 اعلام نمود که کمیته فعالیت خود را ادامه داده تا تعریف تروریسم در ماده 2 پیش نویس کنوانسیون تنظیم گردد.
ماده 2 پیش نویس تروریسم را چنین تعریف می کند8 :
هر فردی که با هر وسیله ای به طور غیر قانونی و آگاهانه موجب ارتکاب موارد زیر شود، مرتکب جرمی در معنای مورد نظر کنوانسیون شده است:
1- مرگ یا ایراد جسمی شدید به افراد
2- ایراد خسارت شدید به اموال عمومی یا خصوصی از جمله اماکن مورد استفاده عموم، تسهیلات دولتی یا حکومتی یا محیط زیست.
3- ایراد صدمه به اموال، سازمان ها و تسهیلات یا سیستم های مورد اشاره در بند پ این ماده که منجر به بروز خسارت اقتصادی عمده شده یا احتمال ورود چنین خسارتی باشد. با وجود آنکه هنوز در مورد عناصر این تعریف، توافق کاملی وجود ندارد اما برخی از عناصر این تعریف یا برخی از اشکال تروریسم از سوی همگان به عنوان عناصر یا نمودهای بی تردید تروریسم پذیرفته شده اند.
مجمع عمومی در قطعنامه 164/54 به تاریخ 1999 اقدامات تروریستی را اینگونه توصیف می کند: ” اقداماتی با هدف نابود کردن حقوق بشر، آزادی ها اساسی و دمکراسی و تهدید تمامیت ارضی و امنیت دولت ها که باعث ناتوانی دولت قانونمند و از میان رفتن پلورالیسم جامعه مدنی شده و پیامدهایی سوئی بر توسعه اجتماعی و اقتصادی دولت ها دارد9 .
امروزه بیش از دوازده معاهده بین المللی در مورد برخی از اشکال تروریسم در سطح سازمان ملل تصویب شده است.
این کنوانسیون ها صرفاً برخی اشکال تروریسم را همچون ارتکاب اعمال تروریستی در هواپیما10، توقیف غیر قانونی هواپیما11، و بمب گذاری در هواپیما12 حمله به مقامات ارشد دولتی13 و، گروگان گیری14، تصرف مواد
هسته ای15، فعالیت های تروریستی در کشتی16،بمب گذاری17 را محکوم می کند.
در رابطه با مفهوم حقوقی، کلمه تروریسم در برخی قوانین جزایی نیز به صراحت ذکر شده است. به عنوان نمونه در قانون جذای فرانسه به ” عمل مجرمانه ای اطلاق شده که به صورت فردی یا جمعی و با توسل به رعب و وحشت و به قصد بر هم زدن شدید نظم عمومی ارتکاب می یابد”18


پاسخ دهید